می دونی باور بودنم با تو توی این دنیا یه رویا شد، لحظه هام بدون تو، بدون اون چشمای عاشق می گذره، سرنوشتم بی تو نوشته شده، فنجون قهوم اعتراف کرد که من به تو نمی رسم، تو این سکوت باز به یادت افتادم، یه خاطره ی شیرین بودی که وقتی رفتی پشیمون شدم که چرا، که چرا قدره اون دستای پر مهرتو ندونستم، منی که متولد ماه مهر بودم، امیدوارم به خواسته هات برسی، به بودنی که رویاشو داری، عاشق باش، عاشق اون که میخوای، اگه به یادم افتادی به خاطره هام سلام کن، خداحافظ
توی ترانه قسمتم باش
اگه نمیخوای، بمونی دیگه، توی دنیام
توی رویا، عشقه من شو
اگه نمیخوای، بمونی دیگه، توی چشمام
پیوند منو تو قصست
مثه قصه ی پریا
توی کتابا، باید خوند
بودنه، منو تو، دنیا
همیشه خواستم بدونی
که همیشه پا به پاتم
مثه سایه، هرجا هستی
مثه چتری، جون پناتم
حالا که دستاتو گرفتی
از تو شبامو
کشیدی نگاتو
از تو چشمامو
میدونم بی تو تنهامو
میخونم کناره تو
تو ترانم
می گیریم دستتو
تو این شبای رنگی
که میسازم
با خشت واژه
آخه دیواره ترانه
سقفی نداره
که بخواد، عشقه تورو
توی دله من جا نزاره
این ترانه رو امیدوارم ازش سر دربیارین، فکر کنم احتیاج به ترجمه داشته باشه حالا نظر بدین بببینم سر درآوردین یا از گذاشتن معنیهای سنگین خودداری کنم، البته تو مطلب اول ترانه اشاره هایی به صورت نیمه زیر پوستی شده!
