تبليغاتX
پسر سایه ها

I didn't feel good yesterday; I was kinda sad & heartsick; your memories refreshing my pains, so beauty days & moments, that you destroyed them. You showed me, I didn't should make my house o n the water & didn't should lean to air. Yeah, you also make me cry, cry, but not for your eyes, cry for your lies, cry for missed my beauty days, cry for your immoral. I never been averse from someone, even to my hostiles, but you made me averse from yourself; this averse one day was love, you don't have price of this really love, I arrive to moment, which your name is emetic for me & every time hears your name wanna to disgorge. I need to love as every one, but not your nasty love, I cleaned you from my mind. You don't know what love is meant? You, which I hope understand, know really mean of this divine word, & show your love to every one other you want, & stay wit h him, forever, not for a short time.

 

من دیروز حسه خوبی نداشتم، یکمی غمگینو  دلشکسته بودم، خاطراتت غمامو تازه می کنه، چه روزها و لحظه های قشنگی، که تو خرابشون کردی، تو به من نشون دادی، که نباید خونمو روی آب بسازمو نباید به باد تکیه بدم. آره، تو گریمم میندازی، گریه، اما نه واسه چشمات، گریه واسه دروغات، گریه واسه از دست دادن روزهای قشنگم، گریه واسه بد سیرت بودنت، من هیچوقت از کسی متنفر نبودم، حتی از دشمنام، اما تو منو از خودت متنفر کردی، این تنفر یه روز عشق بود، تو ارزشه این عشقه واقعیو نداشتی، من به لحظه ای رسیدم، که اسمت واسم تهوع آوره و هر موقع اسمتو میشنوم میخواد حالم بهم بخوره. منم به عشق مثه همه احتیاج دارم، اما نه عشقه کثیف تو، من تورو از خاطرم پاک کردم. تو که نمیدونی معنیه عشق چیه؟ تو، که من امیدوارم معنیه واقعیه این کلمه ی الهی رو بفهمی، و عشقتو به هرکی دیگه میخوای نشون بدی، و باهاش بمونی، برای همیشه، نه واسه یه زمان کوتاه.

 

من اصلاً انگلیسیم خوب نیست و ادعایی ندارم! اما واسه اینکه کسایی که از این زبان اطلاع کمی دارن و میخوان لااقل به این حد برسن که مثه من بتونن یه متنه سادرو بنویسن و متنارو درک کنن معنیه فارسی رو مینویسم، همین چک کردن معنیه فارسی با انگلیسی، خیلی میتونه تو موندن کلمات و جمله ها تو خاطر در نتیجه پیشرفت زبان موثر باشه، امیدوارم مورد استفاده قرار بگیره، و الا دلیلی واسه ترجمه ی نوشته های انگلیسیم ندارم

دو کلمه ای رو که من تو این متن نوشتم و تو لهجه ی آمریکایی استفاده میشه رو واسه آشناییتون معنیشو مینویسم

 

Kinda (kind of) mean somewhat, to Persian mean "Ghadri"

Wanna (to Want) mean desire, to Persian mean "Khastan, Mayel Bodan"

 

در مورد پست حالنامه-۱ کسی نظر نداد، یعنی یکنفر نبود بخونتش! من شاکیم! یه سبک جدید ساختم اما همه بی توجه بودن

 

 

+ نوشته شده توسط محسن در شنبه دوازدهم اسفند 1385 و ساعت 1:59 | مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

I'm so addicted, addicted to you, who can fill field of my heart, except of your love, I'm in way, I'm still in way, but without you, is this game of life? Do I'm game over? Is this end of me & you? I don't accept this, don't let my eyes to cry, come & tell me weeping is enough, right now I'm there! Do you know, even my teardrops tells me, you don't have price of this sad, tells make my mind free from your memories, do you say listen to this told? Do you say leave you alone, I'm addicted

 

Thesis: to be or not to be, this is questioning (what! Man question shenide boodam ama questioning!)

Speaker: mishe vazeh begid! (manzoret farsiye) bale…(omran, boro class zaban)

Deduction: don't have any idea for this!

P.B: I try to arriving you, but my heart doesn't let me do that!

N.B: always like this beauty text that's about honeys, we take the floor! & say to you are my every thing (baleeeeeeeee!) ta'jobidi man 2 saal us boodamo ba dokhtar…….. (khali ban…ey baba baz shoro kard)

Me: forgive me because my English is not very facility   

 

+ نوشته شده توسط محسن در جمعه ششم بهمن 1385 و ساعت 2:59 | مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin